سلام ور همهتون کو دردا بلاهمهتو آ پک پوزتون بشم من !!
تِر خدا مِن ببخشین که نبودم ولی نِظراتون رِ سِیل می کِردم اخ جریان بدی افیده بود داداشم پرپر شد من ...
حال بِگذِریم نمی خوام غِم غُصه ای بِلم وَر تِ دِلتون این یه شعر میلو ایجو وَر شُرو مِجَدد و پی ای کاروار ّگیرم:
از جِفایت سـیـسِـلالِنگـی* شِـــدم ور مـیـونـه دو* الـالـنگــی* شــدم
ساغری از شیشه بـودم دسـت تو ور زمـین خوردم جلالنگی* شدم
حال دِگه مَعنیش:
-سیسِلالِنگ(siselAleng): نام پرنده ای کوچک و لاغر با پاهای بلند که مجاز از لاغر مردنی استفاده می شود.
-دو(dow): از وازه ی پهلویه داو(dAw) به معنای میدان می اید که با واژه ی داو طلب هم ریشه ایت که حافظ نیز چنین ازین واژه استفاده می کند: "عشق است و داو اول بر نقد جان توان زد".
و "میان دو" که در فارسی معیار خارج از میدان به کار می رود در گویش کرمونی "بن دو" جای گذین ان شده است.
-اولالِنگ(olAleng): دگرگون شده ی واژه ی اورنگ به معنای سریر تخت و اسمان و استعارآ اسمان نیز می گویند امروزه در کرمون معنی اویزان که از معنی سریر گرفته شده و عنی حیران که از معنی اسمان (بی هدف بودن) گرفته شده است که در اینجا معنی دوم مد نظر است.
-جِلالِنگ(jelAleng): نام آواو (مانند تیک تاک،چیک چیک) که صدای شکستن شیشه -در فارسی معیار"جیرینگ"- مقصود بوده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر