صفحات

۱۳۹۱ شهریور ۲۱, سه‌شنبه

ساعت چشم هایم عجیب با ابر ها کوکست

و تو که رفتی،
جای خالیت را؛
حتا سکوت خیس من هم
پر نکرد

۱ نظر:

  1. اول که چشمم به هشتو نی خورد کلی فکر کردم که چیه بعد خوندمشhashto niبعد از کلی فشار تازه نگاهم به توضیحات شما افتاد اون وقت دوهزاری ام افتاد .
    تمام نوشته هاتون رو با صدای بلند خوندم و خندیم خوشبختانه کسی در خانه نبود .
    یادمه چند ساله پیش که در سیرجان بازی تیم فوتسال بانوان را تماشا میکردم هر وقت تیم سیرجان گل میخورد همه شعار میدادند "هش هش هشتو نی اصلا ابدا هشتو نی "

    پاسخحذف